امامان پاک ما در میان مردم و با مردم می‏زیستند، و عملاً به مردم درس زندگی و پاکی و فضیلت می‏آموختند، آنان الگو و سرمشق دیگران بودند، و با آنکه مقام رفیع امامت آنان را از مردم ممتاز می‏ساخت، و برگزیده‏ی خدا و حجت او در زمین بودند در عین حال در جامعه حریمی نمی‏گرفتند، و خود را از مردم جدا نمی‏کردند، و به روش جباران انحصار و اختصاصی برای خود قائل نمی‏شدند، و هرگز مردم را به بردگی و پستی نمی‏کشاندند و تحقیر نمی‏کردند. می‌دانیم كه پیامبر اكرم(ص) در اخلاق نمونه بود، تا جایی كه خدایش در مقام ستایش پیامبر او را به خلق نیكو و عظیمش یاد كرده، رمز موفقیت او را نیز اخلاق ارزنده وی می‌داند.
امامان نیز تجلی اخلاق پیامبر بودند، به گونه‌ای كه هركس آنان را می‌دید، بی‌اختیار به یاد رسول اكرم(ص) می‌افتاد. حضرت رضا(ع) نیز در زندگی فردی و اجتماعی چنین بود كه خلق والای پیامبر را حكایت می‌كرد از او نشانه‌هایی اعجازآمیز و ارزشهایی در اوراق تاریخ و بستر روزگاران، متجلی است و گواهانی راستین بر بزرگی او گواهند. گویا او آینه تمام نمای اخلاق و صفات پیامبر است.
ابراهیم بن عباس كه از دیرزمان محضر امام را درك كرده و از آن منبع فیض الهی، بهره‌ها برده بود، درباره روش اخلاقی امام می‌گوید: «هیچ‌گاه ندیدم آن حضرت، با سخن خود كسی را مورد اهانت و آزار قرار دهد و یا آن كه كلام كسی را قبل از آن كه سخن او پایان یابد، قطع كند. نیاز نیازمندان را برآورده می‌ساخت، هرگز در حضور دیگران به چیزی تكیه نمی‌داد، پای خود را نزد كسی دراز نمی‌كرد، با خدمتكاران به نرمی سخن می‌گفت، در جمع، با صدای بلند نمی‌خندید و در حضور دیگران آب دهان را بیرون نمی‌انداخت.»
ابن ابی عباد، وزیر مأمون، شیوه زندگی امام را چنین یادآور شده است: «حضرت علی بن موسی(ع) در تابستان روی حصیر می‌نشست و فرش او در زمستان نوعی پلاس بود، دور از چشم مردم جامه خشن می‌پوشید و هنگام رویارویی با مردم، لباس معمولی می‌پوشید تا خودنمایی به زهد، تلقی نشود.»

منبـع